پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - عصر ظهور در نگاه اديان - جباری ظهیر آبادی علی
عصر ظهور در نگاه اديان
جباری ظهیر آبادی علی
قسمت اول
چكيده:
در بحث منجى گرايى غالباً با واژههايى روبرو هستيم كه در ادبيات محاوره اى كمتر با آنها برخورد كرده ايم و عمدتاً آن واژه ها براى ما نامأنوس مىباشند و نياز به توضيح بيشتر دارند. مقاله حاضر سعى بر تطبيق و مقايسه اين واژه ها در احاديث و گاهى اديان مختلف كرده است تا بتواند توضيحى در ذهن مخاطب براى اين واژه ها ايجاد كند و از آنجا كه اغلب اين واژه ها در بيان كردن علائم ظهور امام مهدى (عج) و حضرت عيسى مسيح همراه مىباشند، مطلوب است تا آن علائم نيز تطابق داده شوند و مورد بررسى قرار گيرند تا از گمراهى ذهن مخاطب بكاهد. البته بر طبق روايات و احاديث، تعداد علائم ظهور منجىآخرالزمان به بيش از ٢٠٠٠ علامت مىرسند كه در اينجا به علت وسيع بودن آنها قابل بررسى نيستند. پس از آنكه علائم مذكور به صورت تطبيقى مورد بررسى قرار گرفت اين نتيجه دريافت شد كه بسيارى از آن علائم به وقوع پيوسته و نسل امروز، نسلى است كه مىتواند بسيار بيش از گذشته اميدوار به مشاهده وقوع اتفاقى عظيم در اين قرن باشد.
مقدمه:
قرن حاضر، قرنى است كه بشر را سخت اسير زندگى ماشينى و بى روح خود كرده است و بشر را در منجلاب انواع فسادها فرو برده است و نسل امروز نسلى است كه هر روز آرزوى فرود يك منجى از آسمان را دارد. "امروز بعد از يازده قرن كه از تولد آخرين حجت خدا در كرهى زمين مىگذرد، نشانههاى صدق وعدههاى قرآن و احاديث ظهور بيشترى يافته است. عصر جاهليت ثانى تاريكترين روزهاىخويش را نيز سپرى كرده و اين خود نشانهاى ديگر است. مگر نه اينكه فجر صادق هنگامى سر مىرسد كه شب كامل شده باشد؟" (آوينى، وب سايت شهيد آوينى)
پس نگارش متونى براى آشنايى اين نسل با منجى آخرالزمان از اهميتى فوق العاده برخوردار مىباشد البته قابل ذكر است منظور از آخرالزمان در اين مقاله به معناى روز قيامت نمىباشد، اگرچه در بسيارى از متون، اين واژه، به اشتباه برابر با ظهور آخرين منجى بشريت آمده است و معنا آن با روز قيامت يكسان گرفته شده است. اما نگارنده اين دو مفهوم را يكسان نمىداند، زيرا طبق آنچه كه در ادامه خواهد آمد اين دو اتفاق فاصله بسيار خواهند داشت، دليل اول آنكه از لحاظ عقلى پس از زمانى كه جهان به وسيله منجى پر از عدل شد، نياز به اين وجود مىآيد كه جهان پس از آن مدتى عمر كند تا مزه عدل را بچشد، وگرنه پر كردن جهان از عدل ديگر معنايى پيدا نمىكند و دليل دوم آنكه طبق آنچه در حديثى از رسول اكرم و طبق آنچه در كتاب مقدس مسيحيان آمده است، يك دوره هزار ساله پس از قيام آن حضرت قابل تصور است، رسول خدا (صلى الله عليه و آله وسلم) در اين مورد مىفرمايند: "اگر يك روز از عمر دنيا باقى مانده باشد خداوند آن روز را آن قدر طولانى مىكند تا آن موعود بيايد. اسم او اسم من است كنيه اش كنيه من و وقتى مى آيد كه ظلم وجور به حد اعلى رسيده باشد و خداوند متعال به وسيله او همه عالم را سرشار از عدل و عدالت مىكند". (ارشاد مفيد ، جلد ٢ صفحه ٣٤٠). در همين رابطه در كتاب مقدس آمده است: " و به اين هر دو، عالمى كه آن وقت بود در آب غرق شده، هلاك گشت. لكن آسمان و زمين الآن به همان كلام براى آتش ذخيره شده و تا روز داورى و هلاكتِ مردم بىدين نگاه داشته شدهاند. لكن اى حبيبان، اين يك چيز از شما مخفى نماند كه يك روز نزد خدا چون هزار سال است و هزار سال چون يك روز."(دوّم پطرس ٨-٦ : ٣).
بنابراين از آن جهت قيام حضرت مهدى، آخرالزمان ناميده مىشود كه دولت ايشان آخرين دولت زمان و دنيا خواهد بود و دنيا با آن دولت به پايان خواهد رسيد. البته ما به قيام قائم آل محمد بسيار نزديك شده ايم و در پايان مقاله به آن اشاره خواهد شد ولى اين نزديكى تا چه حد است، روشن نيست و قابل اثبات نيز نمىباشد.
به پيامبر(ص) عرض شد: اى فرستادة خدا! آن قائم كه از نسل شماست چه وقت ظهور مىكند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قيامت است. "تنها خداوند است كه چون زمانش فرا رسد آشكارش مىسازد. فرا رسيدن آن بر آسمانيان و زمينيان پوشيده است. جز به ناگهان بر شما نيايد".(سورة اعراف (٧)، آية ١٨٧)(صدوق، محمد بن على بن حسين، كمالالدين و تمامالنعمة، ج٢، ص٣٧٣)
امام باقر(ع) نيز در تفسير اين آية شريفه:
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاّ السَّاعَةَ أَنْ تَأتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لايَشْعُروُنَ.(سورة زخرف (٤٣)، آية ٦٦)
آيا چشم به راه چيزى جز آن ساعتند كه ناگاه و بىخبرشان بيايد؟ مىفرمايند: "مراد از ساعت، ساعت [ قيام ] قائم(ع) است كه ناگهان برايشان بيايد."(مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٢٤، ص ١٦٤، ح ٤)
حضرت صاحبالامر(ع) نيز در يكى از توقيعات خود بر اين نكته تأكيد مىورزند كه ظهور ناگهانى و دور از انتظار فرا مىرسد:" فرمان ما به يكباره و ناگهانى فرا مىرسد و در آن زمان توبه و بازگشت براى كسىسودى ندارد و پشيمانى از گناه كسى را از كيفر ما نجات نمىبخشد."(طبرسى، احمدبن على بن ابى طالب، الاحتجاج، ج٢، ص ٤٩٨؛ مجلسى، محمدباقر، همان، ج ٥٣، ص ١٧٦)
در ابتداى مقاله حاضر خواننده متوجه خواهد شد كه وقوع ظهور منجى آخرالزمان در تمامى اديان قطعى است و علائم ظهور منجى آخرالزمان به دو دسته علائم حتمى و غيرحتمى تقسيم مىشوند كه علائم حتمى به طور قطع اتفاق خواهند افتاد و گريزى از آنها نيست و علائم غيرحتمى براى وقوع مشروط به شرايطى مىباشند كه اگر آن شرايط فراهم نگردد به وقوع نخواهند پيوست، البته تعداد اين علائم غيرحتمى آنچنان زياد است كه حتى نام بردن آنها در يك مقاله امكان پذير نيست، پس در اينجا فقط به معدود علاماتى كفايت شده است و بدون ترتيبى خاص مورد بررسى قرار گرفته اند.
كلمات كليدى: منجى گرايى، مهدويت، آخرالزمان، امام زمان (ع).
بحث:
مسلم ترين واژه در بحث مهدويت از لحاظ وقوع واژه ى خود مهدويت مىباشد، كه در تمامى اديان آسمانى بدون استثنا به صورتهاى مختلف به كار رفته است و آن اديان به اين امر مسلم به طور حتم و قاطع معتقد مىباشند. به طور مثال در اينجا به اديان اسلام، مسيح، يهود، زرتشت و هندوها در اين رابطه به ترتيب اشاره مىشود:
اسلام: در قرآن آياتى چند در سورههاى انبيا آيه ١٠٥، نور آيه ٥٥، قصص آيه ٤ صف آيه ٨ و ٩، سوره حج آيه ٦٠، حديد آيه ٢٦، و سوره مريم آيه ٧٧ آمده است كه اجمالا روزى را وعده مىدهند كه حق پرستان و حزب خدا پرست و طرفداران دين و مردم شايسته جهان قدرت و حكومت زمين را قبضه مىنمايند و دين اسلام بر تمام اديان غالب ميگردد.(ابطحى، سيدحسن ١٣٧٦)
امام صادق (ع) فرمودهاند: همانا حضرت قائم در شب ٢٣ (رمضان) به نام او ندا مىشود و در روز عاشورا روز شهادت امام حسين (ع) قيام مىكند، (المفيد محمد بن محمد بن النعمان) و نيز فرموده اند كه :"يذل له كل صعب" همه مشكلات و دشواريها در برابر امام قائم(عج) تسليم و رام مىگردند. (اشتهاردى، محمد ١٣٧٥)
مسيحيت و يهود: بر اساس بشارات فراوانى كه در كتاب انجيل آمده است، حضرت مسيح(ع) به دنبال قيام حضرت قائم(ع) در "فلسطين" آشكار خواهد شد و به يارى آن حضرت خواهد شتافت، و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا يهوديان و مسيحيان و پيروان وى تكليف خويش را بدانند و به اسلام بگروند و حامى حضرت مهدى(ع) گردند.
در انجيل متى چنين آمده است: "پس عيسى از هيكل بيرون شده برفت، و شاگردانش پيش آمدند تا عمارتهاى هيكل را بدو نشان دهند. عيسى ايشان را گفت: آيا همه اين چيزها را نمىبينيد؟ هر آينه به شما مىگويم: در اين جا سنگى بر سنگى گذارده نخواهد شد كه به زير افكنده نشود. و چون به كوه زيتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وى آمده گفتند: به ما بگو كه اين اُمور كى واقع مىشود؟ و نشان آمدن تو و انقضاى عالم چيست؟
عيسى در جواب ايشان گفت: زنهار كسى شما را گمراه نكند. از آن رو كه بسا به نام من آمده، خواهند گفت كه من مسيح هستم و بسيارى را گمراه خواهند كرد. و جنگها و اخبار جنگها را خواهيد شنيد، زنهار مضطرب مشويد زيرا كه وقوع اين همه لازم است ليكن انتها هنوز نيست، زيرا قومى با قومى و مملكتى با مملكتى مقاومت خواهند نمود و قحطىها و وباها و زلزلهها در جاىها پديد آيد...آن گاه اگر كسى به شما گويد: اينك مسيح در اين جا يا در آن جا است باور مكنيد زيرا كه مسيحان كاذب و انبياى كذبه ظاهر شده علامات و معجزات عظيمه چنان خواهند نمود كه اگر ممكن بودى برگزيدگان را نيز گمراه كردندى. اينك شما را پيش خبر دادم. پس اگر شما را گويند: اينك درصحرا است بيرون مرويد، يا آن كه در خلوت است باور مكنيد زيرا هم چنان كه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهرمىشود ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد شد...و فوراً بعد از مصيبت آن ايام، آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ريزند، و قوتهاى افلاك متزلزل گردد. آن گاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد، و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زنى كنند و پسر انسان را ببينند كه بر ابرهاى آسمان با قوّت و جلال عظيم مىآيد،پس از درخت انجير مثلش را فرا گيريد كه چون شاخه اش نازك شده برگها مىآورد مىفهميد كه تابستان نزديك است. همچنين شما نيز چون اين همه را ببينيد بفهميد كه نزديك بلكه بر در است. هر آينه به شما مىگويم...آسمان و زمين زايل خواهد شد ليكن سخنان من هرگز زايل نخواهد شد.
اما از آن روز و ساعت هيچ كس اطلاع ندارد حتى ملائكه آسمان جز پدر من و بس ليكن چنانكه ايام نوح بود ظهور پسر انسان نيز چنان خواهد بود... پس بيدار باشيد زيرا كه نمىدانيد در كدام ساعت خداوند شما مىآيد. ليكن اين را بدانيد كه اگر صاحبخانه مىدانست در چه هنگامى از شب دزد مىآيد، بيدار مىماند و نمىگذاشت كه به خانهاش نقب زند.(كتاب مقدس، انجيل متى، ص ٤١، باب ٢٤، بندهاى ٨ ١، ٢٩ ٢٣ ، ٣٧ ٢٨ و ٤٦ ٤٢.)
در رابطه با بحث ظهور منجى در انجيل مَرْقُس چنين آمده است:
"و چون او عيسى از هيكل بيرون مىرفت يكى از شاگردانش بدو گفت: اى استاد ! ملاحظه فرما چه نوع سنگها و چه عمارتها است؟
عيسى در جواب وى گفت: آيا اين عمارتهاى عظيمه را مىنگرى. بدان كه سنگى بر سنگى گذارده نخواهد شد مگر آنكه به زير افكنده شود، و چون او بر كوه زيتون مقابل هيكل نشسته بود... از وىپرسيدند: ما را خبر ده كه اين امور كى واقع مىشود؟ و علامت نزديك شدن اين امور چيست؟
آن گاه عيسى در جواب ايشان سخن آغاز كرد كه: "زنهار كسى شما را گمراه نكند. زيرا كه بسيارى به نام من آمده خواهند گفت كه: من هستم، و بسيارى را گمراه خواهند نمود. اما چون جنگها و اخبار جنگها را بشنويد مضطرب مشويد زيرا كه وقوع اين حوادث ضرورى است. ليكن انتها هنوز نيست. زيرا كه امتى بر امتى و مملكتى بر مملكتى خواهند بر خاست، و زلزلهها در جاىها حادث خواهد شد و قحطىها و اغتشاشها پديد مىآيد، ... ليكن شما از براى خود احتياط كنيد.
ولى از آن روز و ساعت غير از پدر هيچ كس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر حذر و بيدار شده، دعا كنيد زيرا نمىدانيد كه آن وقت كى مىشود.
مثل كسى كه عازم سفر شده خانه خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده هر يكى را به شغلى خاص مقرر نمايد و دربان را امر فرمايد كه بيدار بماند. پس بيدار باشيد ! زيرا نمىدانيد كه در چه وقت صاحبخانه مىآيد. در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته يابد. اما آنچه به شما مىگويم به همه مىگويم بيدار باشيد!"(كتاب مقدس، انجيل مرقس، ص ٧٧، باب ١٣، بندهاى١ ٩ و ٣٢ تا ٣٧.)
قسمتى از بحث منجى گرايى و ظهور حضرت عيسى مسيح وامام زمان (عج) كه در انجيل لوقا آمده چنين است:
"كمرهاى خود را بسته، چراغهاى خود را افروخته بداريد. و شما مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خود را مىكشند، كه چه وقت از عروسى مراجعت كند، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بى درنگ براى او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاى ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد . . . پس شما نيز مستعد باشيد؛ زيرا در ساعتى كه گمان نمىبريد پسر انسان مىآيد" (كتاب مقدس، انجيل لوقا، ص ١١٦ باب ١٢، بندهاى ٣٥ و ٣٦ و ٤٠ ٣٧)
"و در آفتاب و ماه و ستارگان علاماتى خواهد بود و بر زمين، تنگى و حيرت از براى امتها روى خواهد نمود، به سبب شوريدن دريا و امواجش. و دلهاى مردم ضعف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقايعىكه بر ربع مسكون ظاهر مىشود، زيرا قوت آسمان متزلزل خواهد شد. و آن گاه پسر انسان را خواهند ديد كه بر، ابرى سوار شده با قوّت و جلال عظيم مىآيد" (انجيل لوقا، باب ٢١، بندهاى ٢٧ ٢٥)
همانگونه كه قبلا توضيح داديم مقصود از "پسر انسان" حضرت مسيح(ع) نيست، زيرا مطابق نوشته مستر هاكس آمريكايى در "قاموس كتاب مقدس" اين عبارت هشتاد بار در انجيل و ملحقات آن (عهد جديد) آمده است كه فقط سى مورد آن با حضرت عيساى مسيح(ع) قابل تطبيق است". و اما پنجاه مورد ديگر از نجات دهنده اى سخن مىگويد كه در آخر زمان و پايان روزگار ظهور خواهد كرد و حضرت عيسى(ع) نيز با او خواهد آمد، و او را جلال و عظمت خواهد داد، و از ساعت و روز ظهور او جز خداوند تبارك و تعالى كسى اطلاع ندارد، و او كسى جز آخرين حجت خدا(ع) نخواهد بود.
در انجيل يوحَنّا نيز به مانند سه انجيل ديگر مىتوان مواردى را خواند كه خبر از منجى موعود مىدهد و قسمتى از آن چنين است:
" و بدو قدرت بخشيده است كه داورى هم بكند زيرا كه پسر انسان است. و از اين تعجب مكنيد، زيرا ساعتى مىآيد كه در آن جميع كسانى كه در قبور مىباشند آواز او را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد، هر كه اعمال نيكو كرد براى قيامت حيات، و هر كه اعمال بد كرد به جهت قيامت داورى".
مكاشفه يوحَنّا: "و ديدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبى سفيد كه سوارش امين و حق نام دارد و به عدل داورى و جنگ مىنمايد و چشمانش چون شعله آتش، و بر سرش افسرهاى بسيار و اسمى مرقوم دارد كه جز خودش هيچكس آن را نمىداند و جامه خون آلود سرخ در بر دارد و نام او را كلمه خدا مىخوانند. ولشكرهايى كه در آسمانند بر اسبهاى سفيد، و به كتان سفيد و پاك ملبس از عقب او مىآمدند. و از دهانش شمشيرى تيز بيرون مىآيد تا به آن امتها را بزند و آنها را به عصاى آهنين حكمرانى خواهد نمود... و ديدم فرشتهاى را در آفتاب ايستاده كه به آواز بلند تمامى مرغانى را كه در آسمان پرواز مىكنند ندا كرده مىگويد: بياييد و به جهت ضيافت عظيم خدا فراهم شويد تا بخوريد گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جبّاران را..."(كتاب مقدس، مكاشفه يوحنّاى رسول، ص ٤١٧، باب ١٩، بندهاى١٨ ١١)
همان طور كه در بالا اشاره شد در كتابهاى مقدس، بشارتهاى بسيارى در مورد منجى موعود داده شده است و قابل توجه است كه در كتابهاى زبور داوود، اشعياى نبى، بوئيل نبى، زكرياى نبى، حزقيال نبى، حجى نبى، صفيناى نبى، دانيال نبى نيز در اين رابطه مطالب بسيارى ديده مىشود، اما در اينجا براى اينكه به بحث مهدويت در دين يهود هم اشاره اى خاص شده باشد براى نمونه چند مورد از موارد كتاب زبور داوود، اشعياى نبى و زكرياى نبى كه به بحث مهدويت اشاره كرده اند آورده مىشود:
كتاب زبور داوود: در زبور حضرت داود(ع) كه تحت عنوان "مزامير" در لابلاى كتب "عهد عتيق" آمده، نويدهايى در باره ظهور حضرت مهدى(ع) به بيانهاى گوناگون داده شده است و مىتوان گفت: در هر بخشى از "زبور" اشارهاى به ظهور مبارك آن حضرت، و نويدى از پيروزى صالحان بر شريران و تشكيل حكومت واحد جهانى و تبديل اديان و مذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين جاويد و مستقيم، موجود است.
"زيرا كه شريران منقطع مىشوند. اما متوكلان به خداوند، ... متواضعان وارث زمين شده از كثرت سلامتى متلذذ خواهند شد. شرير به خلاف صادق افكار مذمومه مىنمايد، و دندانهاى خويش را بر او مىفشارد. خداوند به او متبسم است چون كه مىبيند كه روز او مىآيد شريران شمشير را كشيدند و كمان را چلّه كردند تا آن كه مظلوم و مسكين را بيندازند، و كمانهاى ايشان شكسته خواهد شد. كمى صديق از فراوانى شريران بسيار بهتر است. چون كه بازوهاى شريران شكسته مىشود و خداوند صديقان را تكيهگاه است.
خداوند روزهاى صالحان را مىداند و ميراث ايشان ابدى خواهد بود. در زمان "بلا" خجل نخواهند شد، و در ايام قحطى سير خواهند بود لكن شريران هلاك خواهند شد، و دشمنان خداوند، مثل پيه برهها فانى بلكه مثل دود تلف خواهند شد؛ زيرا متبركان خداوند، وارث زمين خواهند شد، اما ملعونان وى منقطع خواهند شد. صديقان وارث زمين شده، تا ابد در آن ساكن خواهند شد. به خداوند پناه برده، راهش را نگاهدار كه تو را به وراثت زمين بلند خواهند كرد و در وقت منقطع شدن شريران اين را خواهى ديد اما عاصيان، مستأصل، و شريران منقطع خواهند شد"(عهد عتيق، كتاب مزامير، مزمور ٣٧، بندهاى ٩ ٣٨)
كتاب اشعياى نبى: در كتاب اشعياى نبى كه يكى از پيامبران پيرو تورات است، بشارت فراوانى در مورد ظهور حضرت مهدى(ع) آمده است كه جهت استدلال به كتاب مزبور، نخست فرازى از آن بشارتها را نقل نموده، و برخى از نكات آن را توضيح مىدهيم تا معلوم شود كه مسلمانان در باره عقيده به ظهور يك مصلح جهانى تنها نيستند، بلكه همه اهل كتاب در اين عقيده با مسلمانان اشتراك نظر دارند.
در فرازى از بشارت كتاب اشعيا چنين آمده است:
"و نهالى از تنه "يسى" بيرون آمده، شاخه اى از ريشه هايش خواهد شكفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت. يعنى روح حكمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند و خوشىاو در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤيت چشم خود، داورى نخواهد نمود و بر وفق سمع گوشهاى خويش، تنبيه نخواهد نمود؛ بلكه مسكينان را به عدالت داورى خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستى حكم خواهد نمود . . . كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند ميانش امانت.و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير پروارى با هم. و طفل كوچك آنها رإ؛ فف خواهد راند و گاو با خرس خواهد چريد و بچههاى آنها با هم خواهند خوابيد و شير مثل گاو كاه خواهد خورد، و طفل شير خوره بر سوراخ مار بازى خواهد كرد، و طفل از شير باز داشته شده، دست خود را بر خانه افعى خواهد گذاشت، و در تمامى كوه مقدس من، ضرر و فسادى نخواهند كرد؛ زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهايى كه دريا را مىپوشاند"
كتاب زكرياى نبى: در كتاب زكرياى نبى كه يكى از پيامبران بزرگ بنى اسرائيل و از انبياى پيرو تورات است، بشارت ظهور آن يگانه منجى عالم چنين آمده است: "اينك روز خداوند مىآيد و غنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد. و جميع امتها را به ضدّ اورشليم براى جنگ جمع خواهند كرد، و شهر را خواهند گرفت و خانهها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بى عصمت خواهند كرد، و نصف اهل شهر به اسيرى خواهند رفت، و بقيّه قوم از شهر منقطع خواهند شد.و خداوند بيرون آمده با آن قومها مقاتله خواهد نمود چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پاىهاى او بر كوه زيتون كه از طرف مشرق به مقابل اورشليم است خواهد ايستاد . . . و آن يك روز معروف خداوند خواهد بود . . . و "يَهْوه" (خدا) بر تمامى زمين پادشاه خواهد بود. و در آن روز يَهْوة واحد خواهد بود و اسم او واحد"(زكرياىنبى ، ص ١٣٨٢، باب ١٤، بندهاى ١٠١)
در اين جا لازم است اين نكته را يادآور شد كه در كتب عهدين (يعنى تورات و انجيل) كلمه "خداوند" بيشتر در مورد حضرت عيسى(ع) به كار مىرود، كه در اين جا نيز چنين شده است، و جالب اين كه در اين فراز بشارت كه از تورات نقل شد، محل فرود آمدن حضرت عيسى و يوم الله بودن آن روز و جهانى شدن اسلام و سقوط رژيم اشغالگر قدس دقيقاً با روايات اسلامى مطابقت دارد.
بنابراين يهوديان نيز به بحث مهدويت اعتقاد دارند اگرچه آنرا با نامى ديگر بشناسند، ابطحى دراين مورد مىگويد:" يهوديان مصلح آخر الزمان را با نام "شيلو" مىشناسند و معتقدند كه اگر چه تاخير نمايد ولى مىآيد و همه ملتها را نزد خود جمع مىكند و تمام قومها رابراى خويشتن فراهم مىآورد."(ابطحى، ١٣٧٦)
اين باور در نزد زرتشتيان نيز رايج است و آنها آنرا با نامى ديگر مىشناسند. زرتشتيان به شخصى به نام "سوشيانست" يا نجات دهنده دين معتقدند كه او دنيا را پر از عدل و دادكند.(ابطحى، ١٣٧٦)
كتابهاى مقدس زرتشتيان را با نامهايى چون اوستا ، دينكرد، زند و بهمن يشت و ... مىشناسند. به اعتقاد زرتشتيان قبل از خاتمه ى هزاره ،ديوان و اهريمنان در زمين سلطه گرى خواهند كرد و در شروع هزاره ى جديد هوشيدر خواهد آمد و جنگ سختى بين نيكى و بدى در خواهد گرفت. نيكان پيروز و اهريمنان نابود خواهند شد.
همچنين كتاب شاپورگان از شخصى به نام (خرد شهر ايزد) سخن مىگويد كه او قبل از قيامت ظهور خواهد كرد. او علم و دانش را بر روى زمين به اكمال خواهد رساند. در زمان آمدن او علائم شگفت انگيزى در آسمان به وقوع خواهد پيوست. فرشتگان از غرب تا شرق در خدمت او خواهند بود و پنج تن از محترمين و نگهبانان زمين و آسمانها و همچنين پرهيزكاران و ديوان فروتن به او احترام خواهند گذاشت.
در بخشى از كتاب مقدس زرتشتيان در رابطه با بحث مهدويت چنين آمده است : " چون از هزاره ى هوشيدر پانصد سال برود ، هوشيدر ماه زرتشت پديد آيد و آز و نياز را تباه كند × پس ديو خشم برود و بيوراسپ (ضحّاك) را از بند رها كند و او جهان را فراز گيرد . پس مردم را بخورد ، پس جانور را بخورد (ظلم و جور زياد شود) " پس اورمزد (خداوند) ، سروش و نيروسنگ (جبرييل و ميكاييل) را بفرستد كه سام نريمان را برانگيزند (منظور از سام نريمان شخصى است كه به منجى كمك مىكند) . سام نريمان به سوى ازى دهاك (ضحّاك) رود (به نظر مىرسد منظور از ضحّاك ، سفيانى باشد) × ضحاك به سام نريمان گويد كه پادشاهى براى من و سپه سالارى براى تو باشد و با هم دوست شويم . امّا سام نريمان با گرز به سر او مىكوبد × بار ديگر ضحّاك گويد كه پادشاهى براى تو و سپه سالارى براى من باشد امّا سام نريمان دوباره با گرز به سر او مىزند و ضحّاك مىميرد . × پس از آن اهريمن به ديو آز گويد كه تو برو و تمام جانواران را بخور پس ديو آز تمام دام ها و بهايم مردم را مىخورد (قحطى مىشود) × پس سوشيانس (منجى) سه مراسم مذهبى (نماز) انجام دهد و مردگان را از قبر بيدار كند و مردمان همه بى رنج شوند . × همه ى مردم از آتش گداخته رد مىشوند (امتحان مىشوند تا پاك از خبيث جدا شود) و بى گناه و روشن شوند مانند خورشيد .× همه در سن ١٥سالگى شوند × اهريمن را از آسمان بيرون كشند و سرش ببرند. " بهمن يشت ، در ِ هفدهم "
بهمن يشت ادامه در ِ هفدهم: گشتاسب از جاماسب پرسيد:چون گاه (زمان) هوشيدر شود چه نشان خواهد بود × جاماسب بتيخش گفت : شب از روز روشن تر باشد × بنات النعش (نام تعدادى ستاره) به سمت خراسان (شرق) رود ×درآمد مردمان با همديگر فرق كند × پيمان شكنان زودتر به مقصود خود رسند.×مردمان خوار فرمانروا شوند× انسانهاى بد را بيشتر بها دهند (از ترس شرشان) ×حرص زياد شود × بلاهاى آسمانى و هجوم جانوران موذى زياد شود × دين راستى را مسخره كنند × نمىتوان تابستان را از زمستان تشخيص داد × مردمان دچار مرگ زودرس شوند × به محترمين بى احترامى كنند × سيستان پر از آب شود × پس دستور جهان بيايد و دين پيغامبر زند را دوباره تصفيه كند.
بهمن يشت در ِ چهارم: ديوان ژوليده موى از خطه ى خراسان به ايرانشهر برسند و افراشته پرچم باشند × آن ديوان ژوليده موى، فريفتار (كسى كه آنچه گويد را نكند) باشند × مهر پدر از پسر و برادر از برادر برود (همه از هم برى شوند) × محصول زمين كم شود و ميوه تخم ندهد × در آن بدترين هنگام ، يك مرغ را از مردم دين دار بيشتر ارزش دهند (همه به دنبال غذا باشند) × در آن هنگام سخت ، پست ترين بندگان خدا به پادشاهى شهرهاى ايران فراز روند × همه آزمند و ناسزا دين باشند × باد گرم و سرد زياد بيايد × باران به هنگام خويش نبارد × سپندارمذ (فرشته ى نگهبان زمين) دهان باز كند و هرگونه گوهر و فلز مانند طلا و نقره پديدار شود ×پادشاهى ايران به قبايل ترك ، آتور (غير تورانى) ، توپيذ (تبتى) چون اودرك (يكى از قبايل خزر) رسد × بسا مردم نابكاريها مانند غلامبارگى و نزديكى با زنان بى نماز كنند و هوا پرستى انجام دهند × در اين هنگام سخت ، شب از روز روشن تر شود × در ِ هفتم از بهمن يشت : اى سپيتامان زرتشت ! چون ديو ژوليده موى از تخمه ى خشم پديد آيد ، نخست از خراسان پرچم سياهى پيدا شود × نزديك اروند رود (نزديك عراق) سه كارزار كنند× آنچنان كارزارى كنند كه هزار زن از پس مردى ببينند و بگريند × دشمنان خدا تباه شوند و شهرهاى ايران دوباره آباد گردد.
هنديان و هندوها نيز به موضوع مهدويت و منجى آخرالزمان با عناوين و اسامى مختلفى اعتقاد دارند و اين موضوع به وضوح در كتابهاى مقدسشان مشاهده شود.كتابهاى مذكور با نامهاى اوپانيشاد، باسك، پاتيكل، وشن جوك، ديد، دادتگ، ريك ودا، شاكمونى موجود مىباشند. قابل توجه است كه آنها اين كتابهاى مقدس را به عنوان كتابهاى آسمانى مىشناسند و آورندگان اين كتابها به عنوان پيامبر شناخته مىشوند، كه به طور مختصر به چند نمونه ازكتابهاى فوق پرداخته خواهد شد:
ريك ودا : در كتاب ريك ودا كه يكى از كتب مقدس هند است، بشارت ظهور آن حضرت(ع) چنين آمده است:
"ويشنو، در ميان مردم ظاهر مىگردد... او از همه كس قوى تر ونيرومندتر است... در يك دست "ويشنو" (نجات دهنده) شمشيرى به مانند ستاره دنباله دار و در دست ديگر انگشترى درخشنده دارد هنگام ظهور وى، خورشيد و ماه تاريك مىشوند و زمين خواهد لرزيد"(او خواهد آمد، ص ٦٥ به نقل از كتاب ريگ ودا، ماندالاى ٤ و ١٦ و ٢٤).
كتاب ديد: در كتاب ديد كه از كتب مقدس هنديان است بشارت ظهور مبارك امام عصر(ع) چنين آمده است:
"پس از خرابى دنيا، پادشاهى در آخرالزمان پيدا شود كه پيشواى خلايق باشد، و نام او "منصور" باشد و تمام عالم را بگيرد، و به دين خود در آورد، و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد، و هر چه از خدا بخواهد بر آيد".(بشارات عهدين، ص ٢٤٥؛ او خواهد آمد، ص٦٦؛ علائم الظهور كرمانى، ص١٨)
در برخى از روايات اسلامى، "منصور"، يكى از اسامى مبارك حضرت مهدى(ع)باشد، و آيه شريفه:
و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلا يسرف فى القتل إنّه كان منصوراً.(سورة اسرا، آية ٣٣)
و هر كس مظلوم كشته شود، به سرپرست وى قدرتى داده ايم. پس [ او ] نبايد در قتل زيادهورى كند، زيرا او يارى شده است."،به آن حضرت تفسير شده است.
كتاب باسك: در كتاب باسك كه از كتب مقدس آسمانى هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولى عصر(ع) چنين آمده است: "دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلى در آخرالزمان، كه پيشواى ملائكه و پريان و آدميان باشد، و حق و راستى با او باشد، و آنچه در دريا و زمينها و كوهها پنهان باشد همه را بدست آورد، و از آسمانها و زمين و آنچه باشد خبر دهد، و از او بزرگتر كسى به دنيا نيايد".(بشارات عهدين، ص ٢٤٦؛ علائم الظهور كرمانى، ص ١٨؛ لمعات النور فى كيفية الظهور، ج ١، ص ١٩، نور الانوار، ص ٨٦، نور هفتم)
علائم ظهور:
علائم، جمع علامه از ريشه علم به معناى نشانه است و منظور از علائم ظهور، نشانههاى ظهور منجى آخرالزمان مىباشد. علائم ظهور به دو دسته علائم حتمى و غير حتمى تقسيم مىشوند. وب سايت موعود٢ طى مقالهاى با عنوان علائم ظهور به مورخ ١٣٨٥/٣/٨ اين دو دسته از علائم را به صورت زير تعريف مىكند:
علائم حتمى: منظور از علائم حتمى آن است كه تقدير قطعى خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هيچ قيد و شرطى نيست.
علائم غيرحتمى: مقصود از علائم غير حتمى آن است كه وقوع آن ممكن است مشمول بداء گردد، چرا كه فى الجمله مشروط به شروطى است كه اگر آن شروط تحقق يابد آن علائم واقع مىشوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نيز تحقق نمييابند. (علائم ظهور، ١٣٨٥/٣/٨؛ وب سايت موعود) در واقع بداء عبارت است از تغيير در قضا و قدر غير حتمى و واژه بداء از ريشة "بدو" به معناى ظهور است و به دو معنا به كار مىرود: ظهور پس از خفاء و پيدايش رأى جديد، دومعناى اخير، خود به دو صورت ممكن است رخ دهد: پيدايش رأى بدون سابقة رأى قبلى و پيدايش رأى بر خلاف رأى قبلى. مقصود از بداء در قرآن و احاديث، همين معناى سوم است. (بداء، ١٣٧٨/١١/٢٤؛ وب سايت موعود)
علائم حتمى طبق حديثى از امام صادق(ع) شامل پنج مورد مىباشند كه امام صادق آنها را اين طور بيان فرموده اند:
"قبل قيام القائم خمس علامات محتومات، اليمانى و السفيانى و الصيحه و قتل النفس الزكيه و الخسف بالبيدا؛ پيش از قيام قائم (عج) پنج نشانه حتمى است. يمانى، سفيانى، بانگ آسمانى و قتل نفس زكيه و خسف سرزمين بيدا."(مهدى پور١٣٨٥، ص ٣٦). در جدول زير علائم حتمى به همراه زمان وقوع آنها آمده است، ولى بايد به خاطر داشته باشيم كه اين زمان ها فقط محتمل مىباشند و حتمى نيستند و در روايات و احاديث مختلف اين زمان ها متفاوت مىباشند و جز خداوند كسى ديگر از زمان دقيق وقوع آنها خبر ندارد.
| نشانه های ظهور حتمی | زمان و وقوع |
| بانگ آسمانی | مقارن با ظهور، ٢٣ رمضان و شب جمعه |
| خسف بیدا | تقریبا یک ماه پس از ٢٣ رمضان و ظهور |
| خروج سفیانی و یمانی | ٨ ماه قبل از ظهور |
برگرفته از ماهنامه راه قرآن شماره ٥ ، شهريور و مهر ١٣٨٥
البته دو علامت آخر در زمان ظهور و علامت سوم مقارن ظهور به وقوع خواهند پيوست ولى دو علامت اول يعنى يمانى و سفيانى كه با هم نيز خروج مىكنند را مىتوان از علائم حتمى پيش از ظهور دانست. از اين پنج علامت آنچه كه به طور صريح در كتب مقدس مسيحيان نيز به آن اشاره شده است بانگ آسمانى مىباشد: " و سرانجام نشانه آمدن من در آسمان ظاهر خواهد شد. آنگاه مردم دنيا مرا خواهند ديد كه در ميان ابرهاى آسمان، با قدرت و شكوهى خيره كننده مىآيم و من فرشتگان خود را با صداى بلند شيپور خواهم فرستاد تا برگزيدگان مرا از گوشه و كنار زمين و آسمان گرد آورند." (متى ٣١-٣٠ : ٢٤)
از آنجا كه فقط نشانه بانگ آسمانى در منابع مسيحى آمده است و چهار علامت ديگر فقط در احاديث اسلامى به آنها اشاره شده است از بررسى تطبيقى آنها در اينجا خوددارى مىشود و به تعريف هر يك از آنها به اختصار اكتفا مىشود:
١-سفيانى: از نظر زمانى اولين نشانه ى ظهور امام زمان (عج) مىباشد و طبق احاديثى كه در كتاب عصر ظهور نوشته كورانى ترجمه جلالى آمده است، سفيانى شخصى كينه توز با فرهنگ و آموزش غربىمعرفى شده است كه هرگز مكه و مدينه را نديده است و رهبرى گروهى را به عهده دارد و از روم (غرب) به شام مىآيد و دست به كشتار مىزند و حتى شكم زنان حامله را مىدرد و اطفال را در ديگهاى بزرگ مىجوشاند. وى مردى است چهار شانه و بد قيافه و چهره اى آبله گون كه يك چشم به نظر مىرسد.
يادآورى اين نكته لازم است كه از جمعبندى احاديث مربوط به سفيانى استفاده مىشود كه سفيانى در ماه رجب خروج مىكند، حدود شش ماه مىجنگد، در اواخر محرم به قدرت مىرسد، و دقيقاً هشت ماه بعد حضرت بقيةاللَّه ظهور مىنمايد. بدينترتيب منظور از رجب، رجبِ سال قبل از ظهور مىباشد، نه رجب سال ظهور.
٢-يمانى: كورانى در كتاب عصر ظهور يمانى را شخصى مىداند كه رهبرى گروهى از يمن را بر عهده دارد و براى مقابله با سپاه سفيانى به يارى سپاه ايرانيان كه فرماندهى آن به دست سيد خراسانى و شعيب بن صالح است، بر خواهد خاست. و پرچم يمانى را به دلايلى هدايتگرتر از پرچم خرسانى مىداند كه مهم ترين آنها ضعف مديريتى در حكومت ايران است. به عقيده وى يمانى به عنوان نشانههاى پيش از ظهور در منابع اهل سنت وجود ندارد.
٣-بانگ آسمانى: سومين نشانه از نشانههاى حتمى است كه مقارن ظهور رخ مىدهد و قرآن كريم آنرا چنين بيان مىكند: "گوش فراده هنگامى كه منادى از جايگاه نزديك ندا سر دهد، روزى كه صيحه را به حق مىشنوند، آن روز، روز خروج است."(سوره ق آيه ٤١)
در روايات چنين آمده است كه منظور از صيحه صداى جبرئيل است كه تمام مردم دنيا را به سوى امام زمان (عج) دعوت مىكند و هر كس آنرا به زبان خودش مىشنود.
٤-خَسَفِ بَيدا: خَسَف در لغت به معناى فرو ريختن چيزى در زمين است. و بيدا به معناى دشت هموار، بى آب و علف و خالى از سكنه مىباشد.(دشتى با اين ويژگى ها به نام بيدا در ميان مكه و مدينه وجود دارد.) و منظور از خَسَفِ بَيدا، فرو رفتن سپاه سفيانى در سرزمين بيدا مىباشد.
٥-قتل نفس زكيه: نفس زكيه به معناى انسان بى گناه است؛ و منظور از قتل نفس زكيه قتل فردى است كه امام زمان آن را به عنوان پيك براى اطلاع رسانى از ظهور مىفرستد و او با وضعى فجيع به شهادت مىرسد.
مقايسه علائم ظهور با علائم روز قيامت:
در اسلام روى هم رفته براى روز رستاخيز و ظهور بيش از ٢٠٠٠ نشانه در كتب حديث نقل شده است كه مىتوان آنها را به چهار دسته ى ١-فتن ٢-ملاحم ٣-اشراط الساعه ٤-علائم ظهور تقسيم نمود، كه در اينجا به تعريف هر يك به طور جداگانه پرداخته خواهد شد تا هر كدام از اين چهار دسته كه به رستاخيز مربوط مىشود، مشخص شود. البته مشخص مىشود كه اشراط الساعه فقط به روز رستاخيز مربوط است و مورد چهارم يعنى علائم ظهور با سه دسته ديگر اشتراكهايى دارد.
١-فتن: فتنه از ريشه فتن، در لغت به معناى امتحان و آزمايش است. ابن فارس كارشناس ريشه يابى لغات مىگويد: "فتن يك واژه صحيحى است كه بر امتحان و آزمايش دلالت مىكند."(ابن فارس، معجم مقاييس اللغه، ج٤، ص ٤٧٢)سپسافزايد:"اگر طلا را با آتش بگدازند، گويند: فتنت الدهب بالنار؛ يعنى طلا را با آتش آزمودم" پس مىتوان حوادث وحشتناكى كه پيش از ظهور رخ مىدهد تا مردم در آن گداخته شوند و فلز آنها شناخته شود و معيار تمام عيار آنها معلوم شود را فتنه دانست.
ماهنامه موعود جوان شماره ٢٦ به اعتبار سندى معتبر، حديثى از رسول اكرم (ص) در اين مورد چنين نقل مىكند: "بعد از من چهار فتنه بر شما فرود مىآيد كه در اولى خون ها مباح شود، در دومى خون ها و ثروت ها مباح گردد، در سومى خون ها و ثروت ها و ناموس ها مباح شود و در چهارمى آشوبى كور و كر جهان را مضطرب سازد."
در عقايد مسيحيان نيز فتنههاى آخرالزمان اين چنين ترسيم شده است: " اين را نيز بايد بدانى كه در زمانهاى آخر، مسيحى بودن بسيار دشوار خواهد بود زيرا مردم خداپرست، پولدوست، مغرور و متكبر خواهند بود، و خدا را مسخره كرده، نسبت به والدين نامطيع و ناسپاس خواهند شد و دست به هر عمل زشتى خواهند زد. مردم سنگدل و بىرحم، تهمتزن و ناپرهيزكار، خشن و متنفر از خوبى خواهند بود و كسانى را كه مىخواهند زندگى پاكى داشته باشند به باد تمسخر خواهند گرفت. در آن زمان، خيانت در دوستى امرى عادى به نظر خواهد آمد، انسانها خودراى، تندخو و مغرور خواهند بود و عيش و عشرت را بيشتر از خدا دوست خواهند داشت. به ظاهر افرادى مومن، اما در باطن بىايمان خواهند بود. فريب اينگونه اشخاص خوش ظاهر را نخور. (نامه دوم پولس به تيمورتائوس، ٣)
در كتب فتن به تفصيل از فتنههاى پيش از ظهور، چون سفيانى، دجال(كسى كه ادعاى منجى بودن مىكند) فتنههاى يمن، بربر، مصر، حبشه، شام و بغداد ياد شده است. نوستراداموس ستاره شناس و پزشك غربى در كتاب اشعار خود طى پيش گويىهايى از اين فتنه ها به تناوب ياد كرده است و براى مثال كلمه يرير را مكرر براى اشاره به فتنه بربرها به كار برده است. مثلاً در دوره پنجم، قطعه ٧٥ از اشعار خود مىگويد:"...اما همان سكّاندار هفت سال پس از آن ماجرا در شورشى خونين درگير مىشود و بدينسان در ميانهى بربرها وحشت آفرينى خواهد كرد." و يا در دوره پنجم ، قطعهى ٨٠ از اشعار خود مىگويد: "اوكه ميوس سرانجام به شهر بزرگ بيزانتين مىرسد. اتحاديه بربر ها در هم شكستهشود و از دور قانون، آنكه شرك آميزتر است، منسوخ مىشود. مردمان آزاد و بربرها نبردهايى پى در پى دنبال خواهند كرد."
٢-ملاحم: جمع ملحمه به معناى جنگ و كشتار است. ابن فارس در اين رابطه مىگويد: "لحم به معناى تداخل است و گوشت را از اين جهت لحم گويند كه برخى از اجزاى آن در برخى ديگر فرو رود، و جنگ را ملحمه گويند، به دو جهت: يكى اينكه افراد در جنگ در صفوف يكديگر فرو روند و ديگر آنكه كشته ها در آن همانند گوشت روى هم انباشته شوند.(ابن فارس، ب؛ ص ٢٣٨)
روايات فراوانى حكايت از وقوع يك جنگ جهانى پيش از ظهور دارد، اما بعيد است كه بتوان آنرا بر دو جنگ جهانى اول و دوم تطبيق داد زيرا صفاتى كه براى آن جنگ جهانى موعود در روايات آمده است با اوصاف اين دو جنگ تفاوت دارد، از امير مؤمنان منقول است كه فرمودند: "پيش روى قائم (عليه السلام) مرگى سرخ و مرگى سفيد پديدار گردد و ملخهايى خونرنگ، وقت و بى وقت هجوم آورند. اما مرگ سرخ يعنى شمشير و مرگ سفيد يعنى طاعون."(كورانى، ترجمه مهدى حقى؛ ص ١٩٧)
در منابع مسيحى نيز به وقوع جنگ ها و قتلهاى فراوانى در اين مورد به صورتى كه در ادامه خواهد آمد، اشاره شده است: "از دور و نزديك خبر جنگها به گوش شما خواهد رسيد. اما پريشان نشويد، زيرا جنگها رخ خواهد داد؛ اما آخر دنيا در آن زمان نيست. (متى، ٢٤: ٦)
" قومها و ممالك جهان با يكديگر به ستيز برخواهند خاست." (متى، ٢٤: ٧)
" در نقاط دور و نزديك جنگهاى بسيارى بروز خواهد كرد ولى اين علامت فرا رسيدن آخر زمان نيست." (مرقس، ١٢: ٧)
٣-اشراط الساعه: اشراط جمع شَرَط به معناى نشانه و سرآغاز است. ابن فارسگويد:"شرط فقط يك معنى دارد و آن نشانه است. ساعه به معناى رستاخيز است. اشراط الساعه يعنى نشانه هاىرستاخيز."(ابن فارس،ج؛ ص ٢٦٠)
كتابهايى كه در اين رابطه مستقلاً تدوين يافته اند، اشراط الساعه نام دارند. يكى از مشهورترين آنها كتاب الاشراعه لاشراط الساعه از سيد محمد بن عبدالرسول برزنجى، متوفاى ١١٠٣ ه.ق مىباشد، كه در قاهره، دمشق و بيروت به طور مكرر به چاپ رسيده است.
٤-علائم ظهور: همان طور كه قبلاً توضيح داده شد علائم از ريشه عَلَم به معناى نشانه است و نشانههاى ظهور منجى آخرالزمان مىباشد. بسيارى از كتب پايه و مرجع مربوط به نشانههاى ظهور و ديگر مسائل مهدويت، در كشاكش روزگار، به ويژه در تهاجم مخالفان به كتابخانههاى شيعيان دستخوش آتش سوزى شده است و از بين رفته اند و فقط گزارشى از آنها در كتابهايى چون رجال نجاشى و فهرست شيخ طوسى باقى مانده است.
كهن ترين اثر بر جاى مانده از اين سرى كتب از اوايل قرن سوم هجرى كتاب ارزشمند الفتن اثر نعيم بن حماد مروزى مىباشد كه تعدادى از نسخههاى دست نويس آن تا زمان ما محفوظ مانده است. از ويژگىهاى بارز اين كتاب گستردگى و جامعيت آن است كه بيش از ٢٠٠٠ حديث پيرامون فتن، ملاحم و نشانههاى ظهور را در بر دارد.
ادامه دارد